|
دعای تحویل سالم را دو سال است که با تو چک نکرده ام!
|
|
|
تو! تو فکر می کنی من سنگم؟!
من سنگ که نیستم آدمم!!
باور کن آدمم! اینقدر آدم که تو سال پیش روز تولدم اشکم را در میاوری!
اینقدر آدم که دو ماه پیش وقتی بدون برنامه قبلی از خیابانتان عبور می کنم تمام راه را بغض می کنم و مدام فکر میکنم چقدر خوب می شود اگر ناغافل ببینمت!
ببینمت تا باورم بشود هیج فرقی نکرده ای! که همه درباره تو اشتباه می کنند.
تو واقعا فکر می کنی من سنگم که قصد کرده ای تا خرداد برایم نامه بنویسی!!؟
آخ که کاش بدانی سنگ نیستم من!
آخ که کاش بدانی مثل آن روزهای 15 سالگی نگرانت هستم و کاش بدانی یکی از آن 4-5 نفری که توی پست "وقتی سعی می کنم پاهایم روی زمین سخت باشد" نوشتم تو بودی!
تو...
که کاش بدانی من سنگ نیستم! این روزها حتی یک عالمه اشک دارم برای گریستن! آن هم من که همیشه اشک هایم را جایی گم می کردم یا جا می گذاشتم!
سنگ نیستم ... یک آدم حسرت خورده پر از اشکم...
و تو اصلا حواست به تیتر این پست هست؟
یا حق
|
|
بیست و یکم فروردین 1388
|
|
|
|
| |