بانی فیلم در روز ۲۴ بهمن خبری منتشر کرده با تیتر" سی دی خش دار رادیو پیام!"
تیتر به جهت ارزش مجاورت معنوی!! توجهم را جلب می کند! و اما متن خبر!
"صبح روز گذشته ساعت6:52دقیقه، شنوندگان رادیو پیام هنوز یکی- دو دقیقه از یک تصنیف را بیشتر نشنیده بودند که به دلیل خراب شدن سی دی، پخش نیمه کاره ماند و مجری ضمن عذرخواهی اضهار داشت که سی دی این ترانه ما ار همراهی نکرد."
متن خبر اینجا تمام میشود و من فکر می کنم! خب که چی؟
چه اتفاق عجیب یا احیانا مهمی رخ داده که به خبر تبدیل شود!!؟
تفسیر خبر سعی می کندبه سوال من جواب دهد!
"اینکه یک رادیوی حرفه ای با امکانات دولتی هنوز برای پخش موزیک و ترانه از فن آوری های قدیمی همچون سی دی استفاده کند، واقعا جای تاسف است. امروز که شبکه های کابلی و خصوصی هم فایل های صوتی مطمئن تری را برای پخش برنامه انتخاب می کنند. تا مشکل پخش کننده های خانگی برای آنان حین اجرا و روی آنتن فرستادن برنامه پیش نیاید ، بروز چنین مواردی در رادیویی با جایگاه و کارکردهای رادیو پیام توجیه پذیر نیست."
..................
جدی جدی خنده ام گرفته! اصلا به وضوح خنده ام گرفته و دلم می خواهد بدانم بنده خدا این نگارنده خبر چه تصوری از محیط سازمان و تازه آن هم رادیو دارد!!
اتفاقی که در خبر بانی فیلم کانه خبر زلزله ساعت وقوعش هم ذکر شده! نه اتفاق عجیبی ست نه جدید!
مطمئنم به طور متوسط این اتفاق روزی یک بار در سطح "صدا" رخ می دهد! این که هیچ! سال پیش همین رادیو پیام محترم در یکی از برنامه های شبانگاهی 10 دقیقه سکوت روی آنتن فرستاد ! این حتی هیچ تر 3 سال قبل به گمانم؛ شبکه قرآن سما به مدت 8 دقیقه با یکی از کانال های ماهواره قاطی شد. یا قاطی کرد یا قاطی اش دادند و به مدت 8 دقیقه! تصاویر حرکات موزون را روی آنتن فرستاد! التفات داشته باشید شبکه قرآن سیما!!
یا مثلا مگر کم پیش می آید که صدابردار یا سردبیر گرامی فراموش می کند که شاسی talkback را
inactiveکند و بعد نتیجه این می شود که صدای خارج از استودیو شامل گفتگوهای عوامل و... به داخل استودیو می رود و بعد از آن هم یکراست روی آنتن!
یا اصلا چرا راه دور! همین امروز سر ضبط برنامه، رایانه محترم هنگ نمود و 15 دقیقه برنامه ضبط شده را فرستاد روی هوا!
فکر می کنید من ناراحت شدم؟ نه! باور بفرمایید مشغول شکر گذاری بوم که این اتفاق در دقیقه 40 برنامه رخ نداد! آن هم در شرایطی که مجبوری به کارشناسی که رودربایستی شدیدی با او داری بگویی "چناب کارشناس باید برنامه را از اول ضبط کنیم!"
جای شکرش باقیست دقیقه 15 بود!
و با این تفاسیر و... و... نگارنده محترم این خبر توقع چه نوع تکنولوژی را زا رادیو دارد! یعنی واقعا توقع دارد که رادیوی در حد پیام! ( در کدام حد؟) از سی دی استفاده نکند!!!؟؟ آیا؟ سی دی به این خوبی تازه!! دلتان هم بخواهد! والله!
*****************
فاطمه خانم! از عزیزان و گرامیان و نازنینان روزگار! قبل از امتحان ها در یک روز سرد زمستانی پیامک فرستاد که یکی از استادان دانشکده شان به رحمت ایزدی رفته و از من خواسته بود که قرآن بخوانم اگر وفت داشتم و...
پیامک که به ما رسید در نمازخانه دانشگاه به سر می بردیم! و فضای نمازخانه ما هم بس که روحانی ست!!!دوستان همه تصدیق می فرمایند که روحانی ست!اگر به نظر شما محیط روحانی نیست اشکال در سیم های ارتباطی خودتان است بی شک! بگذریم محیط روحانی بود یا نبود ما نشستیم به چند خط قرآن خواندن برای آمرزش استاد محترم رفیق محترم تر!
فاطمه به شدت تحت تاثیر مرگ استاد محترم بود! کلی نماز و قرآن به روح بنده خدا تقدیم کرد و تازه تر کلی هم متاسف بود که استاد بی نوا در این شب های امتحانی به جای اینکه کنار دانشجویان باشد ، زیر خاک است.
گذشت تا دو-سه روز پیش! که فاطمه خانم تلفنی و به صورت کاملا غافلگیر کننده ای گفت: بهت گفتم استادمون نمرده؟؟؟!!
قیافه من بی شک در آن لحظه دیدنی می نمود!!
جریان از این قرار بوده که برادر استاد مزبور فوت کرده و بعد هم یک کلاغ چل کلاغ و قس علی هذا!
فاطمه می گفت فقط تصور کن که اگر در یکی از امتحان های به عنوان مراقب می دیدمش رسما وسط امتحان سکته می کردم!!
سوال فنی من هم اکنون این است که ثواب قرآنها و دعا ها به چه کسی می رسد آبا؟!!
************
ریه هایم انباشته از هوای رفاقتی عجیب است! رفیقی که تقریبا و تحقیقا به زور تو را به شهر کتاب می برد تا کتاب بخرد و در شهر کتاب هم کلی نظر خواهی و مشورت می کند و طبق سلیقه تو کتاب می خرد و بعد تر ....
بعدتر! همه کتاب ها را کادو پیچ شده تقدیمت می کند! و تو متحیر می مانی که از رفاقت و محبتش چطور قدر دانی کنی!
ممنون نازنین. ممنون
...............................................................................................................................
بعد از تحریر: خبر خودسوزی یک جانباز را همین الان در وبلاگ مزدور دیدم. و بعد تر هم اینجا .
حالم خوب نیست! نه خیلی بدم. خیلی بد! چهره تک تک فرزندان جانباز "مدرسه صابرین" که با آنها ۶ سال همکلاسی بودم ُ جلوی چشمم رژه می رود! حالم خوب نیست! به کجا ختم میشویم؟
یا حق