تبليغاتX
مانیای باران

مانیای باران

دل نبندم به کسی،روی نیارم به دری/ تا تو رویای منی، تا تو مددکار منی

اقدام حسابی!

 

 منزل پروفسور حسابی در گروی بانک است ! این را خبر را ایرج حسابی در مراسم بزرگداشت

 

دکتر حسابی عنوان کرد.

 

پروفسور حسابی در زمان حیات خود برای انجام تحقیقات اقدام به گرفتن وام 48 میلیونی

 

 میکندکه به خاطر عدم باز پرداخت ، اکنون بدهی به980 میلیون رسده است!

 

خبرگزاری مهر به پوشش همین گلایه ها قناعت می کند!

 

اما ایرج حسابی از قول های همکاری و بعد عدم همکاری هم می گوید . اینکه معاون رییس

 

جمهور  قول داده این بدهی از بودجه تامین شود و هر سال بودجه ای برای منزل پرفسور حسابی 

 

که اکنون حکم یک مرکز تحقیقاتی را دارد، در نظر گرفته شود اما بعد این طرح به دلایل

 

مخلتف مورد تصویب قرار نمی گیرد! و...

 

ایرج حسابی انگار به بن بست رسیده بود .و قطع امید کرده بود که با لحنی ا لتماس آمیز با

 

خبرنگار رادیو صحبت میکرد!

 

**********************

به گمانم دیر یا زود منزل دکتر حسابی مصادره میشود.و آن مرکز تحقیقاتی از هم می پاشد. این

 

فقط یک شرح خبر بود . اما شاید بشود دست روی دست نگذاشت. لااقل با نوشتن در مورد این

 

جریان وپوشش آن  سکوت این اتفاق را بشکنیم!

 

پروفسور حسابی ار آن نوادری ست که قرن به قرن هم معلوم نیست ایران  به چشم خود

 

ببیند...شاید بشود با پوشش این خبردر وبلاگهایمان اهمیتش را یاد آوری کنیم!

 

روی پیشنهادم فکر منید. لطفا!!

 

*****************************

 

این ماه  عجیب و غریب دو باره از راه رسیده! میشود هر لحظه منتظر بود که خدا صدایت کند!

 

می توانی هر لحظه معجزه ای را به چشم خودت ببینی!

 

دوست ندارم حلولش را تبریک بگویم!! وقتی هنوز برای من وتو اتفاقی نیفتاده!

 

ولی اگر دیدیش یا صدایش را شنیدی،(خدا را میگویم). حسابی مبارکت باشد!

 

یا حق

بیست و سوم شهریور 1386 |

صیغه ی رو کم کنی!

 

چند دقیقه در اداره ی پست!:

 

-          من کارت سوختم 300 لیتر داشت ، الان فقط 10 لیتر موجودی دارم!

 

-          خب شاید کسی ازش استفاده کرده شما خبر ندارین!

 

-          نه خانوم ، کی بیاد استفاده کنه؟ به من گفتن بیام پرینتش رو بگیرم!

 

-          پرینت؟ آقای... مگه ما اینجا پرینت هم میگریم؟

 

........

 

-         خانوم من کارتم گم شده بود رفتم شکایت کردم حالا میگن باید بیام اینجا بسوزونمش.

 

-         شکایت؟ چرا شکایت کردین؟ اصلا چه ربطی داره؟

 

-         آخه دزدیدنش!

 

-         شکایت نداره ، حالا مدارکت رو بده.

 

.........

-         حالا من چی کار باید بکنم خانوم کارت من کجا رفته؟

 

-         شما آدرس کجا رو داده بودی؟

 

-         آدرس مغازه ام  رو. حالا کجا رفته؟ اصلا صادر شده؟

 

-         صادر که شده.

 

-         پس کجاست؟

 

-         باید بری اداره پست پل چوبی!

 

-         یعنی برم اونجا حتما هست؟ 10 رو زه ا ز کا ر و  زندگی افتادم!

 

..........

 

کارم توی اداره ی پست تمام شده بود اما به سرم زده بود چند دقیقه ای بیشتر بمانم ، اتفاقات جالب

 

تری حتما می افتاد!

 

نشد اما فکر کردم وسط این در گیری، بین این همه  بو روکراسی اداری ، این  کارت بدون آی کیوی

 

سوخت دیگر چه صیغه ای بود یقه ی این ملت را گرفت؟

 

...........

 

** وقت و بی وقت برایمان انیمیشن مو نو ریل پخش می کنند تا باورمان شود ، مو نو ریل داشتن

 

از نان شب برایمان واجب تر است!

 

 

دیگر بماند به چه قیمتی و چه هزینه ای! و چه فایده ای!

 

رو کم کنی که این داستان ها را نمیشناسد!

......................

پ.ن:

 

 

برتیبا رو خیلی دوست دارم. شاید به خاطر خاص بودنش. یه اسم قدیمیه ایرانیه  به معنیه پرستو! حالا بماند

 

که خیلی ها مسخر ه میکنند که خب مثل آدم بگو پرستو! ولی حالا همین طور بی دلیل دلم خواست قیدش را

 

بزنم. بی خیالش شوم.

 

هنوز هم ولی دوستش دارم، البته نه بیشتر از اسم خودم ، معصومه!!

 

 مثل همیشه برقرار باشید

 

یا حق

 

دوازدهم شهریور 1386 |

فقط نشستم وگفتم خداکند که بیایی!

 

گفت راوی : «ماه خلوت بو د اما دشت می تابید،

 

نه خدایا ماه می تابید اما دشت خلوت بود»                         اخوان ثالث

 

 

به گمانم حکایت ما همین   شعر اخوان  است. یا لااقل حکایت من! حکایت من با  جمعه

 

ها و ...

 

خیلی وقت ها می شود که هوای خواستنش ریه هایم را پر می کند ، اما هیچ حرکتی یا

 

تقلایی  حادث نمی شود! حال و هوایی ست که میآید ، می نشیند اما زود می رود! دم به

 

دم و بی ثبات ، عین هوای بهار !

 

همین است که هیچ اتفاقی نمی افتد نه برای من ، نه برای جهان!

 

فعلا این جهان  و آدم هایش کارهای مهم تری دارند ، توی برنامه ی زندگی ما تو مربوط

 

میشوی به فرداهای نیامده! فرداهایی که وسط مشغله ها یمان ، گم می شود و کسی

 

بیناین شلوغی یادش نمی ماند به تو فکر کند !

 

ولی این نیمه شعبان که میرسد انگار همه ی دنیا می خواهد تو را فریاد بزند!

ا

ین نیمه شعبان برایم یک روز فرصت است که فکر کنم به همه ی کارهایی که نکرده ام و

 

به فرداها سپرده ام .به  این فرداها که هیچ وقت نمی رسند!

 

اما این وسط ها بد نیست با خبر باشیم رییس جمهور امریکا ستادی را برای شناخت امام

 

زمان به راه انداخته! پس از مطالعه و شناختشان ، لابد باید منتظر فیلم ها و ضد تبلیغ ها

 

باشیم! و توباره دستی است که روی دست میگذاریم لابد با چاشنی تاسف های  ظاهری و

 

واقعی!

 

خودت کمک کن دست از این دست روی دست گذاشتن ها بردازیم!

 

«کجاست منتظر تو؟ چه انتظار عجیبی!

 

تو بین منتظران هم عزیز من چه غریبی. عجیب تر اینکه

 

چه آسان نبودنت شده عادت!چه کودکانه سپردیم دل به بازی قسمت.

 

چه بی خیال نشستیم ، چه کوششی؟ چه وفایی؟

 

فقط نشستم وگفتم خداکند که بیایی»

                                                عیدتون مبارک

یا حق

چهارم شهریور 1386 |
مانیا

مانیای باران! حالا خیلی ها هستند که فلسفه این نام را میپرسند و من برای معنی کردنش باید گریز بزنم به روزهای دور ونزدیک!
مانیا یعنی ماندنی...! یعنی چیزی که قابلیت ماندنی شدن . ماندنی ماندن و مانیایی را دارد. به اضافه ی یکسری خاطرات نوستالزیک ودست نخورده ی قدیمی از خود اسم مانیا که از یک تفاهم دوستانه ی مشترک میآید!!!
واین انتهای آرزوی من برای بارانی ست که برای من معنی محض حقیقت است!
اسم این وبلاگ بیشتر شبیه یک آرزو ست! یک دعا!
به امید روزی که باران برای ابدیت مانیا شود!

چه خبر؟

فرارو

دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه علامه طباطبايي

پيوند هاي سايت الف

فردا

آي طنز

باران

اعتماد

جیره کتاب

قطره

"رادیو جهانی صدای آشنا"

خبرگزاری مهر

عرفان نظر آهاری

سایت ایرانیان خارج از کشور

کتاب نیوز

انتشارات کاروان

باشگاه پرسپولیس

خبرگزاری فارس

روزنامه ی پیروزی

ایسنا

مصطفی مستور

هفته نامه ی چلچراغ

سید محمد خاتمی

کامران نجف زاده

هفته نامه ی شهروند امروز

یادداشت های اخیر

مانیای باران من...

ورا

زائر

از هر طرف که رفتم جز وحشتم نیفزود

دعای تحویل سالم را دو سال است که با تو چک نکرده ام!

واژه ای در قفس است...

پشت به آسمان...

این روزها که می گذرد شادم!!

برزگا، گیتی آرا ، نقش بند روزگارا...

از هر دری... وقتی سعی می کنم پاهایم روی زمین سخت باشد!

دریافت جدیدترین نرم افزز ها
سایت تخصصی موبایل
سرویس وبلاگ رایگان سپهر
هاست و دامنه برای وبلاگ
خدمات هاستینگ و دامنه
فتوبلاگ رایگان
دانلود موزیک
تبلیفات رایگان

سر بزنی پشیمون نمی شی

یکی بود و... هیچکس نبود !!

حرم یار.آیناز

واحه ي مانا. فاطمه

صاحب دلم پرسپولیس

دنیای منی پرسولیس .بی مقدمه!

موج

یه بسته از همونا!!!

بلندترين صداي دنيا

کوچه های اردیبهشت

نون والقلم

چشمان یک عبور

لبخند مهتاب

fire

دنیای ممد و محمد

به دنبال چراغی

مزدور

رهگذر

تماشاگه

مسيا

جغد سفيد

تیز تیغ کاغذ

تولدی دوباره

دوقلو های دیوانه

عاشقانه

ضامن آهو

مغزهای کوچک

اپسیلون ارابه ران

آرمان شهر

سیستم ظریف

کوچه باغ

روز+نامه

غم وشادی

ما هيچ ما نگاه

ماه نو

زندگی زیباست

جوون ها در دنیای صفر و یک

یکی مثل من

و خداوند عشق را آفرید...

بی قراری توی جیبم پرسه می زند!

قالب وبلاگ

امکانات جانبی

RSS 2.0

Design By ParsTheme