چند دقیقه در اداره ی پست!:
- من کارت سوختم 300 لیتر داشت ، الان فقط 10 لیتر موجودی دارم!
- خب شاید کسی ازش استفاده کرده شما خبر ندارین!
- نه خانوم ، کی بیاد استفاده کنه؟ به من گفتن بیام پرینتش رو بگیرم!
- پرینت؟ آقای... مگه ما اینجا پرینت هم میگریم؟
........
- خانوم من کارتم گم شده بود رفتم شکایت کردم حالا میگن باید بیام اینجا بسوزونمش.
- شکایت؟ چرا شکایت کردین؟ اصلا چه ربطی داره؟
- آخه دزدیدنش!
- شکایت نداره ، حالا مدارکت رو بده.
.........
- حالا من چی کار باید بکنم خانوم کارت من کجا رفته؟
- شما آدرس کجا رو داده بودی؟
- آدرس مغازه ام رو. حالا کجا رفته؟ اصلا صادر شده؟
- صادر که شده.
- پس کجاست؟
- باید بری اداره پست پل چوبی!
- یعنی برم اونجا حتما هست؟ 10 رو زه ا ز کا ر و زندگی افتادم!
..........
کارم توی اداره ی پست تمام شده بود اما به سرم زده بود چند دقیقه ای بیشتر بمانم ، اتفاقات جالب
تری حتما می افتاد!
نشد اما فکر کردم وسط این در گیری، بین این همه بو روکراسی اداری ، این کارت بدون آی کیوی
سوخت دیگر چه صیغه ای بود یقه ی این ملت را گرفت؟
...........
** وقت و بی وقت برایمان انیمیشن مو نو ریل پخش می کنند تا باورمان شود ، مو نو ریل داشتن
از نان شب برایمان واجب تر است!
دیگر بماند به چه قیمتی و چه هزینه ای! و چه فایده ای!
رو کم کنی که این داستان ها را نمیشناسد!
......................
پ.ن:
برتیبا رو خیلی دوست دارم. شاید به خاطر خاص بودنش. یه اسم قدیمیه ایرانیه به معنیه پرستو! حالا بماند
که خیلی ها مسخر ه میکنند که خب مثل آدم بگو پرستو! ولی حالا همین طور بی دلیل دلم خواست قیدش را
بزنم. بی خیالش شوم.
هنوز هم ولی دوستش دارم، البته نه بیشتر از اسم خودم ، معصومه!!
مثل همیشه برقرار باشید
یا حق