تبليغاتX
مانیای باران

مانیای باران

دل نبندم به کسی،روی نیارم به دری/ تا تو رویای منی، تا تو مددکار منی

 

گلدان های کوچک پشت پنجره ها

خلاصه ی همه ی باغ هایی ست

که کشتیم

در خود.

                                         هیوا مسح

معلومه حوصله ی آپ کردن ندارم. نه!

شاد باشید. یا حق

سی ام مرداد 1386 |

 

رویای روزنامه نگاری از 12 ،13 سا لگی همه ی فکر و خیالم شد !از آن روزهایی که برای 

 

نشریه ی مدرسه برای مصاحبه سراغ مصطفی رحماندوست و شهریار پرهیزگار رفتیم و البته

 

چه مصاحبه های خوبی هم شد! یادش به خیر!

 

وقتی رویایم را باور کردم ! دیدم همه هم من را رویایم میشناسند ! همین شد که پیشنهاد

 

رفتن به باشگاه خبرنگاران جوان از طرف یکی از دوستانم با استقبال شدید من روبه رو شد!

 

اما باشگاه من را کوبید توی دیوار!  شدیدتر و وحشتناک تر از آن چه تصورش را میکردم و

 

منتظرش بودم! این کوبش شدید من! همراه شد با قبولیم در رشته ی علوم ارتباطات!! 

 

قید باشگاه را زدم. شاید به پشتوانه ی همان چند خطی که در رادیو مینوشتم!

 

تقریبا گوش هایم را گرفته بودم که هیچ چیزی مربوط به خبرنگار شدن را نشنوم! 

 

به هربهانه ای از همراهی بچه ها طفره می رفتم مبادا خدای نکرده دری به تخته ای بخورد و

 

ما خبرنگار شویم!!

 

تا امروز....

 

فرم این همایش روزنامه نگاری را توی دانشگاه با بچه ها پر کردم!

 

مثل خیلی از فرم هایی که پر میکنیم یک درصد هم فکر نمی کردم که کسی

 

 بخواهد پیگیری کند! اماتماس گرفتند که همایش ۱۱ مرداد برگزار میشود.

 

حتی امروز صبح وقتی آماده میشدم  برای رفتن مطمئن نبودم.

 

امروز اما همه چیز خوب بود از از اجرای منصور ضابطیان تا صحبتها و تجربه های دکتر قندی

 

وهمه ی تئوری ها ودرس های  فوق العاده ی فریدون صدیقی به همراه طنازی بی مثا لش!

 

دوباره همه چیز قبل از کار در باشگاه برایم زنده شد!

 

حالا از هیچ چیز مطمئن نیستم نه از گریزم از خبرنگاری که تا دیروز با من بود و نه از این

 

بیداری دوباره ی خواسته هایم!

 

عمیقا باور دارم هیچ نعمتی بزرگتر از ایمانی  که به آرامش منتهی شود وجود ندارد. کاش کمی از این ایمان نصیبم میشد!

 

*********

 

مدتی ست به هر دری می زنم برای شنیدن یا خواندن خبر خوب! خیلی گشتم نبود!

 

شما در بساط چیزی ندارید؟

 

یا حق

یازدهم مرداد 1386 |
مانیا

مانیای باران! حالا خیلی ها هستند که فلسفه این نام را میپرسند و من برای معنی کردنش باید گریز بزنم به روزهای دور ونزدیک!
مانیا یعنی ماندنی...! یعنی چیزی که قابلیت ماندنی شدن . ماندنی ماندن و مانیایی را دارد. به اضافه ی یکسری خاطرات نوستالزیک ودست نخورده ی قدیمی از خود اسم مانیا که از یک تفاهم دوستانه ی مشترک میآید!!!
واین انتهای آرزوی من برای بارانی ست که برای من معنی محض حقیقت است!
اسم این وبلاگ بیشتر شبیه یک آرزو ست! یک دعا!
به امید روزی که باران برای ابدیت مانیا شود!

چه خبر؟

فرارو

دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه علامه طباطبايي

پيوند هاي سايت الف

فردا

آي طنز

باران

اعتماد

جیره کتاب

قطره

"رادیو جهانی صدای آشنا"

خبرگزاری مهر

عرفان نظر آهاری

سایت ایرانیان خارج از کشور

کتاب نیوز

انتشارات کاروان

باشگاه پرسپولیس

خبرگزاری فارس

روزنامه ی پیروزی

ایسنا

مصطفی مستور

هفته نامه ی چلچراغ

سید محمد خاتمی

کامران نجف زاده

هفته نامه ی شهروند امروز

یادداشت های اخیر

مانیای باران من...

ورا

زائر

از هر طرف که رفتم جز وحشتم نیفزود

دعای تحویل سالم را دو سال است که با تو چک نکرده ام!

واژه ای در قفس است...

پشت به آسمان...

این روزها که می گذرد شادم!!

برزگا، گیتی آرا ، نقش بند روزگارا...

از هر دری... وقتی سعی می کنم پاهایم روی زمین سخت باشد!

دریافت جدیدترین نرم افزز ها
سایت تخصصی موبایل
سرویس وبلاگ رایگان سپهر
هاست و دامنه برای وبلاگ
خدمات هاستینگ و دامنه
فتوبلاگ رایگان
دانلود موزیک
تبلیفات رایگان

سر بزنی پشیمون نمی شی

یکی بود و... هیچکس نبود !!

حرم یار.آیناز

واحه ي مانا. فاطمه

صاحب دلم پرسپولیس

دنیای منی پرسولیس .بی مقدمه!

موج

یه بسته از همونا!!!

بلندترين صداي دنيا

کوچه های اردیبهشت

نون والقلم

چشمان یک عبور

لبخند مهتاب

fire

دنیای ممد و محمد

به دنبال چراغی

مزدور

رهگذر

تماشاگه

مسيا

جغد سفيد

تیز تیغ کاغذ

تولدی دوباره

دوقلو های دیوانه

عاشقانه

ضامن آهو

مغزهای کوچک

اپسیلون ارابه ران

آرمان شهر

سیستم ظریف

کوچه باغ

روز+نامه

غم وشادی

ما هيچ ما نگاه

ماه نو

زندگی زیباست

جوون ها در دنیای صفر و یک

یکی مثل من

و خداوند عشق را آفرید...

بی قراری توی جیبم پرسه می زند!

قالب وبلاگ

امکانات جانبی

RSS 2.0

Design By ParsTheme