تبليغاتX
مانیای باران

مانیای باران

دل نبندم به کسی،روی نیارم به دری/ تا تو رویای منی، تا تو مددکار منی

 

بچه که بودم همیشه فکر می  کردم ، وقتی بزرگ شوم ( یعنی آنقدر که بروم

 

دانشگاه! آنقدر که بتوانم رانندگی کنم!)حتما  با یکی ، دو تا آدم پایه می روم

 

شهرهای محروم ،روستاهای محروم تر ( خیلی مکانش مهم نبود) ! مدرسه ها یشان

 

را سامان می دهیم، به مردمش کمک میکنیم ... چه می دانم از این رویاهای ایران

 

آباد دیگر!!!

 

حالا که آنقدر بزرگ شده ام!! که  دانشگاه می روم و رانندگی میکنم، حتی از فکر

 

 آن روزها هم خنده ام میگیرد ، چه برسد به...! نه به خاطر غیر عملی بودنشان! به

 

 

خاطر همه ی سادگی و خوش باوری  آن روزها! والبته بگویم که زیاد هم تاسف

 

میخورم  به خاطر همه  آن امیدی که بود و امروز نیست! هیچ چیز که شبیه امید

 

 هم باشد نیست!! بدجوری هم نیست!

 

**************

 

دو تا خواهر می شناسم از ورنامخواست!( احتمالا اسمش را هم نشنیده اید)!

 

نزدیک های اصفهان است! توی این شهر کوچک ،  تقریبا به هر دری زدند برای

 

کمی پیشرفت و ترقی، نبود و وجود نداشت! از کلاس های تکواندو تا معرق کاری!

 

وقتی به جایی میرسیدند که  وقت جهش و ثمر رسیدن داشت! همه چیز قفل می شود! از

 

نبودن کلاس های پیشرفته  معرق ، تا اینکه مسوول محترم برایشان صرف ندارد ،

 

 برای بازی های کشوری ، بازیکن اعزام کنند...!

 

همیشه حرفش که میشد ، از سرسام تهران می گفتم واعصابی که هیچ کس در این

 

 شهر ندارد! واینکه هر جا مشکل خودش را دارد، آنجا نبود امکانات، اینجا سرسام

 

 و سردرگمی از امکانات!!

 

اما این نامه  آخری که ازشان رسید،: .... که فقط یک آدم دلسوز باسرمایه اش می

 

 تواند قفل های شهر ما را باز کند ، که نیست و باز نمی کند....!

 

 

یادم به آرزوهای بچگی ام افتاد، که امروزآن بچه اگر دلسوز هم باشد، که نیست!!

 

نه انقدر سرمایه دارد  ونه البته هیچ امیدی!!

 

 

یا حق

 

* راستی ملت همیشه در صحنه ی عزیز اگه یکی به من بگه چه جوری لینکامو از اون 

پایین بیارم این بالا!! شدیدا ازش سپاسگزار میشم!! 

 

بیست و سوم تیر 1386 |

 

خبری که امروز از رادیو شنیدم ، کم  وبیش جا لب بود. خلاصه و مفهوم قضیه این بود که

 

رفسنجانی  در راستای دفاع از خودش و سال های سازندگیش خطاب به آقایان که امروز هر

 

جا کم می اورند،جریان را به دولتهای قبل عودت می دهند،چیزی توی این مایه ها

 

گفته: اگرگذشته نبود شماها هم اینجا نبودید!

 

راستش کمی فقط کمی خنک شدم ، جوری صحبت می کنند انگار دوره ی قبل از این ها

 

دوره ی مغولان خون ریز خانمان افکن  وحشی.... بوده ! هرچند که بر همگان روشن است

 

خاتمی خائنی به اسلام و انقلاب و ایران ، اصلا یک نامردبیش نبوده -ولی حساب هاشمی را

 

جدا کنید لطفا-که معلوم نشد از کجا پیدایش شد تا روسری های ملت را عقب بکشد  و حالا

 

این دولت طفلکی نهم حالا هی می خواهد این روسری ها را بکشد جلو! عجب نامردی بوده

 

این خاتمی ! البته خب ما هم ساکت نمی نشینیم ! توی  مشهد تظاهرات می کنیم این نامرد

 

خائن باید خلع لباس بشود! مگر عقب رفتن روسری ملت به همین سادگی ست؟

 

کمی فقط کمی خنک شده بودیم که رییس نمی دانم چی گمرک اظهار کرد به خاطر سهل

 

انگاری ها و بی توجهی های دولت های قبلی !! ما حالا حالا ها نمی توانیم جاوی قاچاق کالا را

 

بگیریم! البته دولت نهم که خیلی خیلی دلسوز است! ( اصلا یک جوری زیاد که شما را

 

بسوزاند) خیلی تلاش می کند و از این امر پیش گیری می کند اما دولتهای قبلی خیلی بد

 

بوده اند! خیلی!

***************************

 

روز بعد از سهمیه بندی کارد می زدی خونم در نمی آمد

 

وقتی به خاطر ترافیک وحشتناک مجبور شدم  سردبیر گرامی  و رساندن text ها را بیخیال

 

شوم و به امتحانم برسم ! بچه ها از گوشه و کنار این تهران بزرگ کلی خبر خوب داشتند!

 

کشته شدن دو نفر در حکیمیه، و غارت شهروند مهمترینشان بود!

 

دلم نسوخت راستش متاسف هم نشدم که چرا  مردم لب تاب ها را ده تا ده تا می دزدیند یا

 

گاز و یخچال را چند نفری از شهروند بیرون میبردند!

 

اینجا خستگی ، بدجور توان تنفس را از همه گرفته است! اخلاق گرایی امروز توقع زیادی

 

است!

*******************************

 

 

 گفتند نبینید و نشنوید!

 

گفتیم ما به چشم.

 

گفتند منکر به شعور و فهم خود شوید

 

گفتیم دشوار حالتی ست اما به چشم!                       

                                                                         حمید مصدق

*******************************

ببخشید اگر دیر، بیات و طولانی بود!

 برقرار و بهروز باشید.

 یاحق

شانزدهم تیر 1386 |
مانیا

مانیای باران! حالا خیلی ها هستند که فلسفه این نام را میپرسند و من برای معنی کردنش باید گریز بزنم به روزهای دور ونزدیک!
مانیا یعنی ماندنی...! یعنی چیزی که قابلیت ماندنی شدن . ماندنی ماندن و مانیایی را دارد. به اضافه ی یکسری خاطرات نوستالزیک ودست نخورده ی قدیمی از خود اسم مانیا که از یک تفاهم دوستانه ی مشترک میآید!!!
واین انتهای آرزوی من برای بارانی ست که برای من معنی محض حقیقت است!
اسم این وبلاگ بیشتر شبیه یک آرزو ست! یک دعا!
به امید روزی که باران برای ابدیت مانیا شود!

چه خبر؟

فرارو

دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه علامه طباطبايي

پيوند هاي سايت الف

فردا

آي طنز

باران

اعتماد

جیره کتاب

قطره

"رادیو جهانی صدای آشنا"

خبرگزاری مهر

عرفان نظر آهاری

سایت ایرانیان خارج از کشور

کتاب نیوز

انتشارات کاروان

باشگاه پرسپولیس

خبرگزاری فارس

روزنامه ی پیروزی

ایسنا

مصطفی مستور

هفته نامه ی چلچراغ

سید محمد خاتمی

کامران نجف زاده

هفته نامه ی شهروند امروز

یادداشت های اخیر

مانیای باران من...

ورا

زائر

از هر طرف که رفتم جز وحشتم نیفزود

دعای تحویل سالم را دو سال است که با تو چک نکرده ام!

واژه ای در قفس است...

پشت به آسمان...

این روزها که می گذرد شادم!!

برزگا، گیتی آرا ، نقش بند روزگارا...

از هر دری... وقتی سعی می کنم پاهایم روی زمین سخت باشد!

دریافت جدیدترین نرم افزز ها
سایت تخصصی موبایل
سرویس وبلاگ رایگان سپهر
هاست و دامنه برای وبلاگ
خدمات هاستینگ و دامنه
فتوبلاگ رایگان
دانلود موزیک
تبلیفات رایگان

سر بزنی پشیمون نمی شی

یکی بود و... هیچکس نبود !!

حرم یار.آیناز

واحه ي مانا. فاطمه

صاحب دلم پرسپولیس

دنیای منی پرسولیس .بی مقدمه!

موج

یه بسته از همونا!!!

بلندترين صداي دنيا

کوچه های اردیبهشت

نون والقلم

چشمان یک عبور

لبخند مهتاب

fire

دنیای ممد و محمد

به دنبال چراغی

مزدور

رهگذر

تماشاگه

مسيا

جغد سفيد

تیز تیغ کاغذ

تولدی دوباره

دوقلو های دیوانه

عاشقانه

ضامن آهو

مغزهای کوچک

اپسیلون ارابه ران

آرمان شهر

سیستم ظریف

کوچه باغ

روز+نامه

غم وشادی

ما هيچ ما نگاه

ماه نو

زندگی زیباست

جوون ها در دنیای صفر و یک

یکی مثل من

و خداوند عشق را آفرید...

بی قراری توی جیبم پرسه می زند!

قالب وبلاگ

امکانات جانبی

RSS 2.0

Design By ParsTheme